گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
26
كورشنامه ( فارسى )
اقامت كورش در ايران . مدت يك سال در جرگهء اطفال باقى ماند ، سپس به جرگهء جوانان وارد شد . در بين جوانان به علت دقت در انجام داد تكاليف ممتاز و انگشتنما بود . اتحاد آسيا عليه سياكزار جانشين آستياژ . كورش به كمك مادىها اعزام شد . گفتار كورش به سركردگان سپاه . فصل پنجم كورش در ميان جوانان . اتحاد آسيا عليه سياكزار . رفتن به كمك مادىها چون كورش به ايران مراجعت نمود به قولى باز يك سال در زمرهء اطفال باقى ماند . در آغاز امر ، رفقا و همسالهايش به طعنه به او مىگفتند كه به علت طول اقامت در ماد ، به اخلاق ملايم و زندگانى سست آنان خو گرفته است . ولى چون ديدند با همان اشتهاى آنان مىخورد و مىآشامد و در ضيافتها قانع است و بهجاى اينكه چيزى طلب كند حتى از حصهء خويش كمتر برمىدارد ؛ و بالاخره چون ديدند در همهء سجاياى اخلاقى و تمرينهاى بدنى گوى سبقت از ديگران مىربايد ، جملگى فرمانش را گردن نهادند و او را برتر و بالاتر از خود دانستند . پس از طى دوران طفوليت وارد جرگهء نوجوانان ، شد . در اين دوره نيز تفوق و مزيتش بر جملهء همنشينانش مسلم شد . زيرا چه در تمرينات بدنى و چه در صبر و حوصله در انجام دادن تكاليف و بالاخره در نگهداشتن حرمت بزرگان و اطاعت از امر زبردستان خود از همه پيش و سرمشق اقران خود گرديده بود . تا اينكه پس از مدت زمانى آستياژ در ماد بدرود حيات گفت و پسرش سياكزار ، دايى كورش ، زمام حكومت آن سرزمين به دست گرفت . در اين اوان پادشاه آشورىها پس از اينكه جملهء قبايل سوريه را ، كه بسيار متعدد و مقتدر بودند ، مطيع خويش ساخت ، شاه اعراب و هيركانى را منقاد خود نموده ، به سرزمين باكتريان دستاندازى نمود و آن حوالى را نيز مسخر كرد و رفتهرفته درصدد برآمد كه مادىها را نيز منكوب كند تا ارباب مطلق و بلامعارض آن سرزمينها گردد . بدينمنظور رسولانى نزد ملل و اقوامى كه طوق بندگىاش را گردن نهاده بودند